شواهد و واقعیتها در برابر ادعای مهندسی با هدف خشکتر نمودن اقلیم ایران - دانشکده حکمرانی governance
شواهد و واقعیتها در برابر ادعای مهندسی با هدف خشکتر نمودن اقلیم ایران
31 05 2026 12:38
کد خبر : 226945228
تعداد بازدید : 18958
شواهد و واقعیتها در برابر ادعای مهندسی با هدف خشکتر نمودن اقلیم ایران
اخیراً افرادی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، بدون داشتن تخصص اقلیمشناسی و بدون سابقه تحقیقات معتبر در این زمینه، ادعاهایی درباره مهندسی شدن آب و هوای کشور ایران با هدف خشکتر نمودن، مطرح نمودهاند. این ادعاها به دهها دلیل، از منظر علمی، قابل دفاع نیست. در ادامه برخی از این دلایل، ذکر میگردد:
۱) هیچ شاهد فیزیکی، داده رصدی، مدلسازی معتبر یا مقاله داوری شده که ادعای جنگ اقلیمی علیه ایران را تایید کند وجود ندارد. در مقابل، شواهد دقیق، ثبت و منتشر شده (به حد گسترده و متعدد)، نشان میدهد که افزایش خشکی در ایران تابع سه عامل است: اول، مشخصات طبیعی کمربند خشک و توپوگرافی فلات ایران، دوم، اثرات تغییر اقلیم جهانی (گرمتر شدن، افزایش تبخیر و تغییر الگوهای بارشی) و سوم، مدیریت ناپایدار منابع طبیعی (آب، خاک و پوشش گیاهی) که به طور جدی، تشدید کننده بحران است.
۲) اطمینان علمی و اعتبار ادعاها (قابلیت آزمونپذیری): ادعای علمی، زمانی معتبر است که مبتنی بر دادههای قابل رصد، روششناسی شفاف و مدلسازی بازتولیدپذیر باشد. ادعاهای مرتبط با کنترل هدفمند بارش ملی، فاقد این مولفهها هستند و عمدتا در قالب گزارشهای غیرعلمی یا وبسایتهای ترویجی مطرح شدهاند. بنابراین از منظر فلسفه و روش علم، پذیرفتنی نیستند.
۳) مقیاس و انرژی موردنیاز برای دستکاری اقلیم ملی و آثار آن: سامانه جو، یک سامانه بسیار بزرگمقیاس با چرخههای موجی سیارهای و همراه با انتقال انرژی عظیم است. تغییر پایدار و هدفمند الگوهای بارشی در ناحیهای وسیع، نیازمند انرژی بسیار عظیمی است و زیرساختی فراتر از توان فناوریهای شناختهشده میخواهد. از سوی دیگر، چنین چیزی در صورت وجود، آثارش بلافاصله در مشاهدات ماهوارهای و دادههای بازتحلیل، آشکار و ثبت میشود. چنین آثاری مشاهده نشده است. پراکنش ابرها به سوی بیرون ایران، به نحوی که ورود کم به کشور داشته باشیم، همواره بوده حتی هزاران سال پیش.
۴) همبستگی منطقهای و جهانی روندها:روند افزایش خشکی و افزایش تبخیر در ایران، همراستا با روند کلی منطقه خاورمیانه، دریای مدیترانه، ترکیه، شمال آفریقا، اسپانیا، مراکش و بسیاری از نقاط دیگر جهان است. این الگوهای همگانی با تغییرات بزرگمقیاس در سامانههای جوی پرفشار و کمفشار (بر اثر گرمایش جهانی)، سازگار هستند.
۵) شواهد دیرینهشناسی و دندروکلیماتولوژی، گویای آن است که خشکسالی علاوه بر تاثیر از شیوههای مدیریت منابع طبیعی، ریشه تاریخی جدی در سرزمین ما دارد.
۶) پیشبینیهای مدلهای اقلیمی و شواهد رصدی معاصر، نشان دهنده کاهش نسبی بارش و افزایش فراوانی خشکسالیها در سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانهای بودهاند. روند فعلی با شبیهسازیهای متعدد علمی، منطبق است.
۷) در طبیعت، چرخههای بازخورد مثبت (تشدید کننده)، میتوانند فرآیند خشکسالی را پایدارتر و شدیدتر کنند. متاسفانه مدیریت نادرست منابع، این پتانسیل را به شدت باثبات و تقویت میکند.
۸) نقش مدیریت منابع آب و خاک: مستندات و آمارهای ملی و منطقهای، حاکی است که افت شدید تراز سفرههای زیرزمینی، استخراج بیرویه آب، توسعه کشاورزی کمبازده، کاشت محصولات نامناسب و آببر در آبوهوای خشک، تبدیل ناسازگار کاربری اراضی و از بین رفتن پوشش گیاهی (به ویژه اراضی جنگلی و مرتعی)، از عوامل اصلی تشدید کننده بحران هستند. قسمت عظیم منابع آبی ما، صرف کشاورزی شده است و میشود، اما اقتصاد کشاورزی در GDP، سهم کمی داشته است.
۹) فرق است میان احتمال نظری و امکان وقوع تجربی: در اقلیمشناسی، شواهد بدون داده، معنا ندارد و بیاساس است. شواهد در اقلیمشناسی، یعنی داده قابل سنجش و مدل قابل بازتولید. خلا داده، یعنی نبود شواهد لازم برای اثبات ادعا.
۱۰) درباره آقای دان ویگینتون (Dane Wigington): ایشان اقلیمشناس نیست. سابقه انتشار داوریشده در مجلات معتبر ندارد. او مدیر وبسایت GeoengineeringWatch.org است و بیشتر با سخنرانیهایی عوامپسند و جنجالی، ادعای مهندسی اقلیم را مطرح میکند که جنبه نظریه توطئه دارند. ادعاهای او (مانند تزریق آئروسلهای گسترده برای کنترل آبوهوا یا استفاده نظامی از مهندسی اقلیم)، عمدتا در بستر رسانهای مطرح گردیده و در جامعه علمی، تنها به عنوان نظریات حاشیهای، مورد انتقاد واقع شده است. نمونههای رسانهای دارای پرونده حقوقی، در همین زمینه بر علیه این فرد، موجود است.
استناد به چنین گفتههایی، نمیتواند جایگزین شواهد رصدی، تحلیلهای دورهمحور و مدلهای داوری شده شود. طرح چنین مطالبی برای اثبات این ادعای بزرگ، از منظر روششناسی علمی، هرگز قابل قبول نیست.
سیده آلمحمد استادیار دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران آبانماه ۱۴۰۴
