ترازشناسی مرزهای سرزمین ایران: واکاوی مفاهیم مرز سیاسی و مرز طبیعی - دانشکده حکمرانی governance
ترازشناسی مرزهای سرزمین ایران: واکاوی مفاهیم مرز سیاسی و مرز طبیعی
31 05 2026 13:10
کد خبر : 227072461
تعداد بازدید : 7624
ترازشناسی مرزهای سرزمین ایران: واکاوی مفاهیم مرز سیاسی و مرز طبیعی
اگرچه اخیرا واژه «فلات ایران» به جای «ایران یا کشور ایران»، در بین برخی اندیشمندان به کار رفته است، اما لازم است تمایز میان مرز سیاسی کشور و حدود طبیعی فلات ایران، دانسته شود.
در دهههای اخیر، به دلیل جذابیت، زیبایی و بار معنایی تاثیرگذار برخی واژگان مربوط به برخی حوزههای تخصصی (به ویژه جغرافیای طبیعی، اکولوژی سرزمین، اکولوژی سیمای سرزمین و محیط زیست)، افرادی، از آنها استفاده های نابهجا و غیرتخصصی نمودهاند.
مرز سیاسی ایران، محصول تاریخ حضور انسان، عهدنامهها و تحولات قدرت است. یعنی خطوطی قراردادی که طی زمان، تعیین شده و حتی در رویارویی با متجاوزان به خاک کشور یا به دلیل بیکفایتی پادشاهان و یا برعکس طی گسترش کشور، دستخوش تغییر شده است.
در مقابل، مرز فلات ایران را داریم. یعنی یک واحد طبیعی با قدمت دستکم دویست میلیون سال که مرزهایش براساس ساختار صفحههای تکتونیکی، روندهای کوهزایی و الگوهای ارتفاعی شکل گرفته و شناخته شده است.
گستره کشور ایران و گستره فلات ایران، اگرچه با یکدیگر، همپوشانی قابل توجه دارند و داشتهاند، اما هرگز در تطابق مطلق نیستند و هیچگاه نیز چنین نبودهاند.
فلات ایران، از سویی به ویژه از سمت شرق، گسترهای فراتر از کشور ایران دارد، تا آنجا که حتی بخشهایی از افغانستان، پاکستان و ترکمنستان را دربرمیگیرد.
از سوی دیگر در جنوب غربی فلات کهنسال ایران، نقطه پایان طبیعی، در جایی است که کوهستان زاگرس به ناگاه فرو مینشیند و ساختار کوهزایی فعال، جای خود را به دشت رسوبی خوزستان میدهد. به همین دلیل، استان بسیار ارزشمند خوزستان (که بر روی فرورفتگی رسوبی بینالنهرین واقع شده و ادامه طبیعی دشت عراق محسوب میشود)، از منظر زمینشناسی در محدوده اصلی فلات ایران نیست.
همچنین، این وضعیت در برخی مناطق دیگر کشور ایران، به اشکال مختلف نمود دارد. از جمله نوار ساحلی دریای خزر که به دلیل ارتفاع پایین، اقلیم مرطوب و پیوند توپوگرافیکی با سامانه اوراسیای شمالی، ماهیت طبیعی متفاوت از فلات خشک و نیمه خشک ایران دارد. همچنین بخش اندکی از نیمه غربی زاگرس به سمت دامنه های بیرونی کشور، مناطق ساحلی دریای مکران در جنوب سیستان و بلوچستان و جلگههای پست جنوبی در بوشهر و هرمزگان که مستقیما به خلیج فارس متصل هستند، همگی از دیدگاه ژئومورفولوژی، ساختارهایی متمایز از فلات ایران دارند، اگرچه در امتداد آن هستند.
در نهایت، همین نواحی بیرون مانده از فلات ایران (که درون مرز سیاسی ایران و متعلق به کشور ما هستند)، با اتکا به دسترسیهای راهبردی به آبهای آزاد و موقعیت پیوندی خود، مهمترین اهمیت ژئوپلیتیکی را در آینده ایران دارند.
مرز سیاسی، بیانگر حاکمیت و اداره سرزمین است، در حالی که فلات، واحدی است که بازتاب عینی از ساختار فیزیوگرافی و تاریخ طبیعی سرزمین دارد. این دو مفهوم، هر دو ارزشمند هستند، اما هر کدام جایگاه خاص خود را دارند و نباید نابهجا استفاده شوند.
استفاده از واژه فلات برای اشاره به کشور ایران، تصویر مرزهای سیاسی کشور را مخدوش مینماید. همچنین میان واقعیتهای طبیعی و حدود سیاسی کشور، سبب کژی، کاستی و خلط مبحث، میشود.
برگرفته از برگهایی در کتاب در حال تالیف «گذار سرزمینهای خشک و نیمهخشک فلات ایران»
سرکار خانم دکتر سیده آلمحمد، استادیار دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
